به گزارش اکوایران، لی کوان یو، نخست وزیر پیشین سنگاپور، همیشه به سان خاری در چشم انسان‌گرایان غربی بوده است. او در دهه 1960، از جهنمی که مالاریا ساخته بود، فرصتی ایجاد و در دهه 1990 سنگاپور را به یکی از مرفه ترین کشورهای جهان تبدیل کرد؛ بازیگری که در راس شاخص های کیفیت زندگی قرار دارد. رویکرد لی حول سه محور شایسته سالاری، کارآمدی و حکمرانی خوب تعریف شد، اما گزاره دموکراسی در این چارچوب لحاظ نگشت. همین نادیده انگاشتن دموکراسی زمینه ساز تنش میان سنگاپور و غرب شد.

اولویت سعودی ها

به نوشته اقتصادنیوز، آنگونه رابرت کاپلان، استراتژیست برجسته در نشریه نشنال اینترست نوشته، برای دهه‌ها لیبرال‌های غربی با این فرض که سنگاپور استثنا است، خود را دلداری می‌دادند. اکنون عربستان که دهه ها به ظلم، تروریسم و رفتار وحشیانه با زنان شهره است، ولیعهد بعد از رسانه ای شدن ماجرای قتل جمال خاشقچی عریان تر شد. این رخداد، حداقل از منظر غرب موجب گشت تا شایستگی تکنوکراتیک و آزادسازی اجتماعی دراماتیک در ریاض بی شباهت به طنز نباشد.

با این همه به باور سعودی ها در دوره اصلاحات اجتماعی، اقتدار مرکزی قوی لازم است، در غیر این صورت، هرج و مرج حاکم می شود. بسیاری از آنها برای توجیه استدلالشان به تصمیم میخائیل گورباچف جهت سست کردن افسار قدرت مرکزی در دوران اصلاحات اشاره می کنند؛ رویکردی که منجر به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شد.سعودی ها بیش از آنچه تصور می‌شود واقع گرا هستند تا آنجا که می‌دانند تغییرات لیبرال در یک جامعه محافظه‌کار مستلزم تثبیت حاکمیت در راس است.رحاب مسعود، دیپلمات و مقام امنیتی سابق سعودی، بر این باور است که مردم به جای آزادی های بیشتر،خواهان دولت و رهبری قدرتمند هستند.

salman-1024x640

پیروی بن سلمان از الگوی سنگاپور

یکی از مقام های سعودی که نخواست نامش فاش شود، در این باب گفت که محد بن سلمان خود را با لی کوان یو مقایسه می کند و از همین رو بر جزئیات بالاخص مسائل مرتبط با زیبایی شناسی و برنامه های توسعه بیش از اندازه متمرکز است .همزمان چهره هایی که به طور منظم با  ولیعهد دیدار دارند نیزنه تنها از بن سلمان هراسی ندارند بلکه می گویند که از ذهنیت عمیق ولیعهد و توانایی اش جهت تشخیص نقایص در بحث های پیچیده وحشت زده شده اند. به باور این گروه هیچ گاه انگیزه ها برای اجرای سیاست های اصلاحی و لیبرال به اندازه امروز قوی نبوده است.

اطلاعات میدانی نشان می دهد که اجرایی شدن تغییرات لیبرالی در عربستان بدون مشت آهنین بن سلمان امکان پذیر نبوده است.ایمن المطیری، معاون وزیر بازرگانی در این باره به کاپلان گفت: کلمه اصلاحات، برای توصیف وقایع کنونی پادشاهی عبارتی عادلانه نیست بالاخص آن که امروز تابوها یکی پس از دیگری شکسته می شوند. به گفته المطیری، درصد زنان شاغل از 12 درصد در سال 2015 به 33 درصد در سال 2022 رسیده است. سعودی ها بین آزادی و دموکراسی تفاوت قائل می شوند. آزادی برای آنها به معنای آزادی های شخصی است نه دموکراسی که بنیادگرایان با سوء استفاده از آن قادرند جامعه را به خطربیاندازند.برخلاف نوسان‌های سیاسی دهه‌های گذشته در پادشاهی، اصلاح طلبان بالاخص بن سلمان حامیان بسیاری دارند و نسل جوان از آنها پیروی می کنند.

RiyadhSaudiArabia_Shutterstock

خیز برای عصر پسانفت

مهمترین جنبه چشم انداز 2030، ضرورت آزادی زنان برای تسهیل کارآفرینی و رقابت است؛ گزاره ای که بدون آن جامعه عربستان قادر نخواهد بود عصر پسا نفت را طی کند.ایمن المطیری در این باب گفت:فارغ از جنگ‌های خاورمیانه، فارغ از ویرانی‌های بهار عربی، پادشاهی همچنان پابرجاست. از زمانی که عبدالعزیز بن سعود قبایل را در اوایل قرن بیستم متحد کرد، ما پایدار بوده ایم.ما رهبری منطقه را عهده داریم. او در ادامه افزود: میان انبوهی از تفکرها از مارکسیسم گرفته تا ناسیونالیسم عربی و بنیادگرایی، پادشاهی توانست بیش از دوازده جانشین رهبری را بدون بحران مدیریت کند.

رحاب مسعود در این باب به کاپلان گفت: عربستان سعودی نیز به شیوه خاص دارای سیستم شایسته سالاری اصلاح کننده مخصوص به خود است، به طوری که در بازه زمانی مشخص، خانواده سلطنتی با مشاهده بی کفایتی ملک سعود در سال 1964 گرد هم آمدند و او را رسما به نفع فیصل کنار زدند.استدلال مسعود این سوال را برجسته می کند: آیا تصمیم ملک سلمان برای تغییر خط جانشینی به نفع پسرش محمد بن سلمان نمونه دیگری از خود اصلاحی خانواده سلطنتی برای عصری پویاتر و تکنولوژیک تر است؟. آیا شرایط امروز ظهور رهبری جوانتر را طلب می کرد؟